با یاد و نام حضرت دوست
درود و عرض ادب دارم خدمت تمامی دوستان و مهربان یاران که
همواره سایه ی عنایت آنها را بر بالای سر خود به جد احساس
می کنم
حقیقت امر در این ماه به دلیل مشغله های بی شمار کاری نتوانستم
پاسخ مهر شما یاران را به مهر پاسخ گو باشم بدین سبب از شما
دوستان گرامی پوزش می طلبم .
پیشاپیش فرا رسیدن سال نو را به شما و خانواده های گرامیتان
تبریک عرض نموده و از خداوند متعال برایتان بهترینها را مسالت
می نمایم
جلوه نمود آفتاب در پس پرده ی امید
مژده ی زایش شفق طارق صبح بر دمید
سنبل عیان نمود رخ در دل سرد روزگار
غنچه حجاب صورتش از سر شوق بر درید
مام زمین به دامن دشت لباس تازه دوخت
پرتو روی نسترن چشمه ی زر نفس برید
باد بهار هر نفس مملو از عطر یار کرد
باغ خزان رسیده را سوسن و سبزه شد پدید
رود به جوشش آمد و ابر به می نماز کرد
سوز و نیاز عاشقان بر دل ارغوان چکید
فاخته در میان گل شیوه ی دلبری نمود
بلبل خوش سخن ز شور نغمه ی عاشقی گزید
چلچله پر گشود و مهر بر سر سفره ها نشاند
روز وصال عاشقان موسم بار سر رسید
ساقی دل شکسته را چنگ و رباب و رود ده
یار به غیر این مرا کار دگر نیافرید
ای ایرانا باش جنت اعلا آنایوردوم
هر درد و غم و غصیه دوا آنایوردوم
سنن نجه من آیری دوشوم توپراغی سرمه
جان سیز بدن جان ورن عیسی آنایوردوم
آیدان ایشیق آولدوز کیمی پارلاق دی گوزومده
تاریخ ده یوزون ملتی شیدا آنایوردوم
بیرک کیبی سرباز و سارای تک گلین اون وار
ای سینه سپر داغ کیمی برنا آنایوردوم
عمرون غمینن کچدی و باش جورا دیکداون
آزاده وطن سوگیلی سودا آنایوردوم
نامحرم اوچون داش داشا ال وردی داغ اولدی
اوت دشمن یولدوردی و فاضلا آنایوردوم
ستار و فضولی یتیرن عرصه ی عشقه
بابک آتاسی نغمه سی سازدا آنایوردوم
ایرج کیمی شهزاده و پروین و نسیمی
آغوشین آلمیش غمی دریا آنایوردوم
قافلان قو و قرنقو گوشا چای قزل اوزن
آیدن سو تکین چشمه سی جشدا آنایوردوم
بوز قوش و سهند و سبلان قوچ داغی جوشین
بیگانیه داش یولداشا حلوا آنایوردوم
ساقی وطن اولدی سن اوچون منبع الهام
فخر ایله گوزل اولکه و دونیا آنایوردوم
من جدا از کودک احساس خود
مانده ام تنها و بی کس بی رمق
بال پرواز خیالم را تبر
چاک می سازد به هنگام شفق
گونه ام با شمع عمری هم نواست
بوسه بخشد چشم هایم بر ورق
شب سحر سازم به صرف خون دل
نیست بر اندیشه ام غم مستحق
آدمی از عشق آبستن شده
روزگارش تیره باشد تا فلق
مهر را مصلوب یابی لخت و عور
در دیار دین و دینداران دمق
پیشه ور ناکام بینم غرق دود
فقر فرهنگی سبب گردد عرق
کودکم سیبش به صورت یخ زده
سفره خالی مملو از غم سر طبق
سنگ را انسان نمودن ساقیا
سهل آما به ز آدم کز علق
اشعار فوق از سروده های اینجانب میباشد لذا کپی برداری فقط با ذکر نام نویسنده بلا مانع است.
باتشکر ساقی